وصیت نامه شهيد اكبر زارع هرفته

وصیت نامه شهيد اكبر زارع هرفته


منتظرم هرچه زودتر از بيمارستان مرخص شوم و دوباره به جبهه اعزام شوم!
وصیت نامه شهيد اكبر زارع هرفته

شهيد اكبر زارع هرفته
نام پدر: غلامرضا  يگان اعزام كننده: بسيج سپاه
محل تولد: هرفته  چگونگي شهادت: تركش به سر
تاريخ تولد: 1330  محل دفن: بهشت زهرا
وضعيت تأهل: متأهل تاريخ شهادت:3/1/1361
محل شهادت: دهلران سن شهادت: 31 سالگي
شهيدان آنان كه از هجوم حادثه پروا نداشتند، آنان كه جز در ديار پاك خدايي ره نمي‌پوئيدند، رهاتر از نسيم، پر خروش‌تر از موج عاشق‌تر از پروانه خاك تا عرش كبريا را در لمحه‌اي پيمودند،‌ آري آن شب شكنان چه با صفا چه بي‌صدا اين راه پرمخاطره را طي كردند و اينك ما مانديم و خاطرات خونرنگ آنها بيائيد شهيدان را به ياد بسپاريم نه به خاك.
شهيد اكبر زارع در سال 1330 در روستاي هرفته‌ي مهريز ديده به جهان گشود. دوران كودكي را در خانواده‌اي مذهبي سپري كرد. پدر بزرگوار شهيد مؤذن مسجد محل بودن و بانگ تهليل را در فضاي روستا مي‌پراكند و با ترنم تكبير او مردم به نماز مي‌ايستادند. پدربزرگ وي نيز حافظ قرآن بود و شهيد در چنين خانواده‌اي كه مأنوس با قر‌آن و آشنا با نواي ملكوتي توحيد بودند پرورش يافت. وي در سن 9 سالگي پدر خويش را از دست داد. بنابراين نتوانست تحصيلات خود را ادامه دهد و پس از پايان مقطع ابتدايي براي تأمين هزينه زندگي به تهران مهاجرت كرد. اكبر زارع همزمان با سالهاي مقدس جبهه شد و پس از بارها رفت و آمد اشتياق او براي رفتن افزايش يافت. زمانيكه بر اثر جراحت جنگ در بيمارستان بستري بود در جواب سؤال خبرنگاري كه احوال او را مي‌پرسد مي‌گويد: منتظرم هرچه زودتر از بيمارستان مرخص شوم و دوباره به جبهه اعزام شوم! آري فرزندان غيور اين مملكت با شهادت زندگي مي‌كردند سرانجام اين پاسدار شجاع اسلام در عمليات فتح‌المبين در جبهه دهلران در تاريخ 3/1/1361 بر اثر اصابت تركش خمپاره چفيه خود را به آسمان گره زد در سرزمين ستاره‌ها سكني گزيد.
انقلابي و مبارز:
اكبر زارع از نوجواني سرشار از شعور والاي انقلابي بود و مبارزه با طاغوت را از همان آغاز شروع كرده بود. وي در زماني كه امام در پاريس بودند مستقيم با ايشان ارتباط داشت و اعلاميه‌هاي بيدار كننده و آگاهي بخش امام را در سراسر كشور توزيع مي‌كرد و به همين دليل چندين‌بار توسط ساواك دستگير و شكنجه شده بود ولي هيچگاه ساواك نتوانسته بود مدركي عليه او بدست آورد.
مبارزه بر عليه منافين:
اكبر با درك وبينش والاي خويش به افشاگري عليه فعاليتهاي منافقين مي‌پرداخت و از ماهيت پليد و دورنگي آنها آگاه بود. مبارزه هميشگي با طاغوت و ظلم سرانجام او را به جبهه كشاند و با شهادت در كنار مجاهدين في‌سبيل‌الله قرار گرفت.
خوش الحانان قفس را باز كردند
 به قاف قرب حق پـرواز كـردنـد
پرستوهـاي شـب سـيـر مـهـاجـر
 بـهـاري تـازه را آغــاز كــردنــد
در دل راز خـلــوت خــانــه‌ي راز
 به سوي بـي‌‌نـهـايـت بـاز كـردنـد
(از كتاب باغ باور)
«راهت ادامه دارد اي شهيد»
«والسلام» 

آدرس کوتاه :