وصیت نامه شهيد ابوالحسن زارع ميرك‌آباد

وصیت نامه شهيد ابوالحسن زارع ميرك‌آباد


شايد بتوانم با كمك ديگر برادران رزمنده با اين خون ناقابل خود سدي جلو كفار بكشم
وصیت نامه شهيد ابوالحسن زارع ميرك‌آباد
شهيد ابوالحسن زارع ميرك‌آباد
نام پدر:رضا                           يگان اعزام كننده: سپاه مهريز
محل تولد: میرک آباد            چگونگي شهادت: جراحات وارده
تاريخ تولد: 30/5/1343     محل دفن: گلزار شهداي ميرك‌آباد
وضعيت تأهل: مجرد              تاريخ شهادت: 18/2/1361
محل شهادت: خرمشهر         سن شهادت: 18سالگي
ابوالحسن زارع از ديگر شهيدان است كه با محملي از نور و با دلي مطمئن كعبه مقصود را در آغوش كشيد وي در تاريخ 30/5/1343 در روستاي ميرك‌آباد از توابع شهرستان مهريز متولد شد. در يك خانواده‌ي مذهبي پرورش يافت. تحصيلات خود را در مهريز پي گرفت و پس از دريافت ديپلم در رشته‌ي فرهنگ و ادب به علت عشق و علاقه به دروس ديني به تحصيل علوم ديني پرداخت، همزمان با سالهاي پر شور دفاع در لباس مقدس سپاه به جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل اعزام شد و سرانجام در تاريخ 18/2/1361 در عمليات بيت‌المقدس در جبهه‌ي خرمشهر مفقود شد تا با همه‌ي ذرات وجودش مشق عشق را بر لوح خاك مقدس خرمشهر در اوج غربت و عزت انشا كند. پيكر پاك او پس از 16 سال در تاريخ 19/6/1377 كشف شد تا دل آرام دل بيقرار مادر و خانواده‌ي چشم براه او باشد.
و اينك پاره‌هايي از ويژگيهاي شهيد:
وي از اخلاق و رفتار بسيار خوب برخوردار بود بسيار مهربان بود در محافل و مجالس مذهبي شركت فعال داشت در تبليغ انقلاب و پخش نوارهاي سخنراني حضرت امام همتي عالي داشت اين طلبه‌ي پاسدار سرانجام نيز به فرمان امام و براي دفاع از آرمانهاي با ارزش كشورش جان خويش را در طبق اخلاص نهاد و تقديم جانان نمود.
شهادت سرآغاز زندگي نوين:
اين طلبه‌ي پاسدار كه با بينش اسلامي راه شهادت را برگزيده بود شهادت را با تأسي از قرآن سر‌آغاز زندگي نوين قلمداد مي‌كند و از خانواده‌ي خويش درخواست مي‌كند كه به خاطر «شهادت» او هيچ ناراحت نباشند و به آن افتخار كنند چراكه به استناد به آيه‌ي شريفه‌ي قرآن شهدا زنده‌اند و نزد پروردگار خود روزي مي‌خورند.
 
شما را خدا دست از امام برنداريد:
اين جمله قسمتي از كلام ماندگار شهيد عزيز است كه خطاب به خانواده و دوستان و اقوام خود ابراز مي‌دارد و نشان دهنده‌ي اوج ولايت پذيري روح بلند اوست او مي‌داند كه پيروزي اسلام در گرو اطاعت از ولايت فقيه است بنابراين در ادامه مي‌گويد: گوش به حرف رهبر بدهيد تا بتوانيد براي اسلام خدمتي بكنيد اين جوان آگاه و روشن و عاشق ولايت همچنين از پدر و مادر خود مي‌خواهد كه برادرانش را طوري تربيت كنند كه از كودكي عشق به ولايت و رهبري با جانشان عجين شود.
فرازهايي از وصيت‌نامه‌ي شهيد:
به جبهه آمده‌ام تا شايد بتوانم با كمك ديگر برادران رزمنده با اين خون ناقابل خود سدي جلو كفار بكشم تا نتوانند به اسلام و قرآن و مملكت اسلامي ضربه بزنند.
اي شهيد: اي آسماني
تو آن قناري سرخي كه در تمام زمين آوازهاي آخر تو به گوش مي‌رسد و در ميان كوچه‌ي هم نامت هنوز مادرت چشم به راهت نشسته است... .
 
«راهت ادامه دارد اي شهيد»
«والسلام»
آدرس کوتاه :